زين الدين محمود واصفى
231
بدايع الوقايع ( فارسى )
بتان آزرى « 1 » « * » از بتكده برون جستند * كه لالهزار به دست آتش خليل كشيد بهار در ره آيندگان باغ نگر * كه فرش ديدهء نرگس به چند ميل كشيد نهاد نرگس بيمار چون به بالين سر * حباب ز آب روان شيشهء دليل كشيد چكيد خون ز بناگوش پيل مست سحاب * شب از هلال كجك بر سران پيل كشيد « * * » به مى سبيل كنم خون خود كه خوبان را * به سوى خويش توانم بدين سبيل كشيد بهشت شد چمن و خوش كسى كه با خوبان * در آن بهشت شرابى چو « 2 » سلسبيل كشيد برون خرام كنون خسروا اگر خواهى * قدح به روى گل و « 3 » صورت جميل كشيد * * * انسى راست بيا كه شاهد باغ از بنفشه نيل « 4 » كشيد * عروس « 5 » لاله نقاب از رخ جميل كشيد نشست بر كتف كوه باز هندوى ابر * كجك ز برق جهان بر سران پيل كشيد ميان سبزه نگه كن كه طوطى از منقار * چگونه لاله صفت آتش خليل كشيد
--> ( 1 ) - B 2 . ز آرزو ( 2 ) - T : ز ( 3 ) - T : آن ( 4 ) - P : ميل ( 5 ) - P : خروس ( * ) س 1 : بتان آذرى ، براساس نسخهء B تصحيح شد . ( * * ) س 8 : شب از هلال كجك بر سر آن پيل كشيد .